گفتم گفتی گفت

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب
متن مکتوب اظهارات ظریف به شرح ذیل است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
(اظهارات و توضیحات وزیر وزیر امورخارجه در کمیسیون امنتی ملی در ۲۸ آذر ۹۵ در موضوع نقض برجام)
 
در قضیه برجام خب ما اینجا غیررسمی حرفهای خصوصی تر را بزنیم. غیررسمی که نمی گی که (خطاب به سخنگوی کمیسیون امنیت) توری برجام اتفاقی که اتفاده در ابتدای مذاکرات برجام استراتژی برای خودمان تعریف کردیم به آقا هم گفتیم.
 
استراتژی را تعریف کردیم که اگر برجام قرار باشد برود به مجلس نمایندگان آمریکا هیچ وقت تصویب نخواهد شد و به خاطر اینکه مجلس نمایندگان آمریکا در اختیار آقای نتانیاهو است عرض کنم به حضورتان ما تصمیم گرفتیم برجام از طرف آمریکا با دستور رئیس جمهور آمریکا اجرا شود به همین دلیل هم توی برجام تا هشت سال دیگر یا تا هر وقت دیگر که جمع بندی کلی آژانس انجام شود و اعلام کنند آن وقت که همه محدودیت ها برداشته می شود. ما پروتکل الحاقی را بیاوریم مجلس خودمان. آنها هم ببرند کنگره عرضم به محضرتان که لذا ما بر این اساس مذاکره کردیم مذاکره ما این بود که کنگره را درگیر مذاکره نکنیم. نقشی که کنگره داشته باشد نقش حاشیه ای باشد... توی مذاکراتی که همکاران ما داشتند بحثی مطرح شد که سال ۲۰۱۶ قانون ایسا تمام می شود ما با این می خواهیم چکار کنیم. (این حرفهایی که می زنیم بیرون گفتنی نیست برای خودمان هست). همه این بحث ها حدود دو سال رفت و آمد می شود. دو روزه تمام نشده بعضی از بحث ها قبل از توافق ژنو بود بعضی از بحث ها از روی که توافق ژنو تمام شد شروع شد به رفت و آمد.
 
توی این بحثهایی که همکاران ما با هیئت آمریکایی داشته همکاران ما به هیئت آمریکایی گفتند که

کجای اعتراف ظریف به اشتباه در اعتماد به آمریکا محرمانه است که حامیان دولت می‌گویند محرمانه بود و نباید منتشر می‌شد؟!


داریوش سجادی همکار سابق نشریات اصلاح‌طلب در تحلیلی نوشت: جنجال بر سر افشای اظهارات محرمانه دکتر ظریف نزد برخی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس بعد از 24 ساعت خالی از ابهام شد و مشخص گردید دکتر در آن جلسه ابراز داشته‌اند که اشتباه کرده‌اند تعهدات طرف آمریکایی در ازای تمدید تحریم‌های ‌ISA را باور کرده و اعتراف کرده‌اند باید در برجام راه‌های مقابله با این مسئله را پیش‌بینی می‌کردند!
قبل از ورود یا مناقشه بابت همین بی‌مبالاتی نکته اساسی‌تر آن است که اساسا چنین اظهاراتی چقدر حائز اهمیت بود که لازم باشد دکتر ظریف به شرط «محرمانه ماندن جلسه مزبور» چنان اعترافی را ابراز نمایند؟!
تنها توجیه قابل فهم پیرامون اصرار بر محرمانه نگاه داشتن این جلسه «شرمندگی نزد افکار عمومی بابت این بی‌مبالاتی است»! در آن صورت جایز است دکتر ظریف به این واقعیت ولو تلخ تن دهند که مقدرات کشور تعارف‌بردار نیست که بی‌مبالاتی نسبت به آن را بتوان هزینه آبروداری افراد کرد!
اصولا و از ابتدا مشکل دکتر ظریف و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای آن بود که فاقد درک درستی از محرمانگی بودند و ریزترین مسائل مربوط به پرونده اتمی ایران را به صورت محرمانه با اصلی‌ترین دشمنان کشور پشت درهای بسته به رایزنی می‌گذاشتند و در این میان مردم ایران و نهادهای مشروع داخلی مانند مجلس را نامحرم تشخیص داده و از ارائه اطلاعات به ایشان استنکاف می‌ورزیدند.
همین اختفا و پرده‌پوشی‌های بی‌دلیل اگر لحاظ نشده بود و جناب ظریف در همان طول مذاکرات چنانچه جزئیات توافقات را با داخلی‌ها نیز به رایزنی می‌گذاشتند قطعا دیگران نیز می‌توانستند به موقع راهکار لازم را به ایشان بدهند تا امروز مواجه با چنین بی‌مبالاتی نباشند.
علی ایحال اکنون قبل از دکتر ظریف آنهایی باید نسبت به این بی‌مبالاتی پاسخگو باشند که در طول مذاکرات مبتلا به جوگرفتگی شدند و هرگونه انتقادی از ظریف و شیوه مذاکرات ایشان را برنتابیده و از ایشان ابرمردی نشسته بر قلل رفیع دیپلماسی ساختند.
شوربختانه دکتر ظریف به شکلی افراطی و ناخواسته مبتلا به عنصر قهرمان‌زدگی شد.
قهرمان‌سازی یک بیزینس است و چون میزان تقاضایش بالا است بالتبع تولیدش نیز صرف کرده و خط تولیدش نیز توجیه اقتصادی دارد و در این میان قربانی اصلی عنصر قهرمانی است که به صورتی انفجاری برخوردار از دانش و توانش و سگالشی با ابعادی عظیم خواهد شد که نه آن قهرمان مصنوع ادعایش را و نه توانش را داشته و دارد و بالتبع به همان سرعت که تولید و عظیم می‌شود به همان سرعت هم حذف و تحقیر می‌شود.
ظریف برخلاف شیدائیان نه یک استراتژیست است که استراتژیست مانند افرادی نظیر کیسینجر‌اند که برخوردار از تعریف‌اند و دکتر در این زمینه کمترین استعداد یا کارنامه یا استراتژی طراحی و تدوین شده‌ای برای ارائه ندارند. هم‌چنان که ایشان سیاستمداری زبده نیز نیستند و زبدگان سیاسی مشاهری نظیر چرچیل یا گرومیکو و قوام‌السلطنه‌اند که صاحب سبک و برخوردار از شخصیتی سیاسی و پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی بوده‌اند و دکتر تنها نشان دادند و اثبات کردند برخوردار از روابط عمومی خوب بوده و مناسب قرار گرفتن در چنین کسوت و مسئولیتی می‌باشند و سقف پروازشان برخلاف انتظار در تراز وزیر خارجه متوقع در جمهوری اسلامی احراز و اثبات نشد.

مورد داشتیم طرف بچه مدرسه ای ها رو برای استقبال از خودش توی هوای آلوده کشونده بیرون، بعد حالا در مورد حقوق شهروندی پیامک میده

در حالی‌که برخوردی قاطع با نجومی بگیران از جمله مطالبات اصلی مردم است و هنوز گزارش شفافی در این زمینه به مردم ارائه نشده است، رئیس جمهور در تازه‌ترین سخنانش از مخالفت دولت با تعقیب قضایی غارتگران بیت المال پرده‌برداری کرد.

گفت: دیروز تقریبا همه روزنامه‌های زنجیره‌ای تیترهای اصلی خود را به لغو کنسرت‌های موسیقی اختصاص داده بودند!

گفتم: اولا که به قول وزیر کشور کمتر از یک درصد کنسرت‌ها لغو شده و ثانیا؛ یعنی توی این مملکت غیر از کنسرت‌های موسیقی هیچ مشکل دیگری وجود ندارد. مثلا مشکل بیکاری، گرانی، تورم، رکود و... همه حل شده است؟!
گفت: عمویادگار! خوابی یا بیدار؟!  همه این تیترها و هیاهو برای این است که مشکلات اصلی فراموش شود و از پاسخگویی در برابر وعده‌های بر زمین مانده و انجام نشده طفره بروند!
گفتم: چه عرض کنم؟!  یکی  نصفه‌‌شب به من پیامک زده بود و من با عجله از خواب بلند شدم و فکر کردم اتفاق خاصی افتاده، نگاه کردم دیدم نوشته «بستنی اکبرمشدی شعبه دیگری ندارد»!... خیلی خوشحال شدم که به موقع اطلاع‌رسانی کرده‌اند!

گفت: سخنگوی وزارت خارجه گفته است دو دیپلمات انگلیسی و فرانسوی که به مرزهای غربی کشور رفته بودند، هیچ تخلفی انجام نداده‌اند!



گفتم: پس چرا وقتی قرار بود از آنها درباره حضورشان سؤال شود فرار کردند؟
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: آنها از مناطق مرزی و پایگاه‌های نظامی عکس و فیلم گرفته بودند.
گفت: باز هم چه عرض کنم؟!  اصلا معلوم نیست چرا سخنگوی وزارت خارجه کشورمان، به جای دفاع از منافع کشور، در پی تبرئه دیپلمات‌های انگلیس و فرانسه است؟!
گفتم: وکیل مدافع یکی از افراد شرور که دست به دزدی و چاقوکشی و ده‌ها تخلف دیگر زده بود، در دادگاه‌ خطاب به قاضی می‌گفت؛ قربان، این موکل بنده، آدم بسیار شریف و قانون‌گرا و پاکدستی است و... در این حال متهم برخاست و با عصبانیت به وکیل مدافع خودش گفت؛ مرد حسابی!  پول وکالت را از من گرفته‌ای، چرا داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟!

علی جعفری در کانال شخصی  تلگرام خود نوشت: درست زمانیکه  اقتصاد کشور از رکود بی سابقه رنج می برد و مردم در اوج فشارهای اقتصادی به سختی شکم فرزندانشان را سیر می کنند؛ دغدغه آقای رئیس جمهور، ایستادن در برابر لغو کنسرت ها و ابراز نگرانی برای وضعیت آواز در کشور است.

 

این بی اعتنایی و دوری از مشکلات اصلی مردم، ناخودآگاه ما را به یاد «ماری آنتوانت» ملکه اشرافی فرانسه و همسر لویی شانزدهم می اندازد، که او نیز از روند جامعه آگاهی چندانی نداشت. گفته شده زمانی که فساد اقتصادی در فرانسه گسترده شده بود، مردم در تنگنا بودند و صدای انقلاب فرانسه شنیده میشد، وی از کسی پرسید:  مردم چه می‌خواهند؟ آن شخص پاسخ داد: گرسنه‌اند و نان می‌خواهند و ملکه گفته بود: اکنون که نان ندارند چرا شیرینی نمی‌خورند!

 
 اکنون نیز اگر آقای روحانی صدای مردم را بشنوند و از مشاوران خود سوال کنند که مردم چه می خواهند؟ قطعا پاسخ می شنوند: نان!
 پس بهتر است ایشان برای فرار از سقوط دولت و شکست در انتخابات 96 هم که شده، به فکر نان مردم باشند، نه آواز! چرا که آواز برای مردم آب و نان نمی شود.
 

به دلیل نزدیک شدن به انتخابات ۹۶، بودجه عمرانی آب رفت/ کاهش بودجه عمرانی عمیق شدن رکود را در پی دارد، رکودی که سال‌های آینده تأثیرش آشکار می‌شود

گفت: دولت توصیه کرده است که همه دستگاه‌های دولتی باید به شدت از «افراط» و «تفریط» پرهیز کنند.

گفتم: خب! این که دستورالعمل خوبی است.
گفت: توصیه شده به همان اندازه که باید نسبت به هرگونه نفوذ و سوءاستفاده از موقعیت‌ها هوشیار باشیم، باید مراقبت کنیم راه‌های استفاده کامل و مفید از فرصت‌های روابط علمی و اقتصادی بسته نشود.
گفتم: ولی تا حالا که به برکت برجام! راه‌های استفاده از روابط اقتصادی بسته شده است و درعوض راه ورود و نفوذ از طریق FATF و استارت آپ و ورود خودروهای لوکس و اشرافی و... باز است!
گفت: بیش از 300 هیئت اروپایی به ایران آمده‌اند ولی کمترین سرمایه‌گذاری نکرده‌اند اما، در عوض شرکت‌های نمادین غرب مثل «KFC» و «ورساچه» به کار مشغول شده‌اند. به نماینده رئیس‌جمهور برای سازمان ملل ویزا نمی‌دهند و می‌گویند تروریست است! اما مدیر سرویس جاسوسی فرانسه به عنوان سفیر در کشورمان پذیرفته می‌شود!
گفتم: یارو زنگ زد به یکی از آموزشگاه‌های کنکور و گفت می‌خواهم به عنوان راهنمای کنکور استخدام شوم. پرسیدند؛  رتبه کنکور خودت چند بوده است؟  جواب داد؛ ششصد و پنجاه و هفت هزار؛ طرف گفت؛ از همین حالا استخدام هستی! بیا و بگو چگونه درس خوانده‌ای که داوطلبان کنکور عکس آن را عمل کنند!

 یک مورخ تاریخ که چندی پیش از برجام حمایت می‌کرد، اعلام پشیمانی کرد و گفت ظریف فریب خورده است.




خسرو معتضد اعلام کرد:  از همه مقالاتم درباره ظریف تبری می‌جویم؛ ظریف فریب خورد. 
به گزارش تسنیم، این کارشناس تاریخ می‌گوید: من سه سال پیش ده‌ها مقاله در مورد ظریف نوشتم اما الان از همه این مقالاتم تبرئه می‌جویم. آقای ظریف به نظر من فریب خورد. من قبلا می‌نوشتم که او چقدر عالی انگلیسی صحبت می‌کند و چقدر خوب جواب مطبوعات آمریکا را می‌دهد، اما آخرش به نظر من اشتباه عمل کرد.
وی می‌افزاید: درباره برجام باید منتظر باشیم و به مردم امید بدهیم، ولی به نظر من خیلی بد جلو رفتیم و هیچ تضمینی نگرفتیم. ما همه کاری کردیم؛ بتن ریختیم، سیمان ریختیم ولی حقیقت این است که من با دیدن این وضعیت افسرده شدم، فعلا که چیزی دست ما نیامده است.
دبیر شورای راهبردی الگوی پیشرفت اسلامی در نامه به نوبخت:

شما مقصر اصلی ناکارآمدی‌های نظام برنامه‌ریزی از ابتدای انقلاب هستید

جناب آقای نوبخت
 
"با تدوین برنامه ششم به‌شکل غلط فعلی مطمئن باشید این برنامه هم اجرا نخواهد شد و در نهایت به تجربه ما در حوزه برنامه‌ریزی خواهد افزود؛ با توجه به اینکه بزرگترین پروژه دولت یازدهم (برجام) هم بر تجربه ملت ایران افزود؛ گمان می‌برم آیندگان نام دولت یازدهم را «دولت تجربه و عبرت» بگذارند. از شما تشکر می‌کنم؛ چرا که با هزاران سخنرانی و نوشته نمی‌توانستیم به‌خوبی شما ناکارآمدی تفکرات توسعه غربی را اثبات کنیم."

گفت: این روزها، برخی از حامیان دولت می‌گویند؛ مشکلات موجود در دور دوم ریاست‌جمهوری آقای روحانی حل می‌شود!

گفتم: اول قرار بود طی 100 روز حل شود، بعد گفتند یکسال بعد حل می‌شود و سپس اعلام کردند بعد از اجرایی شدن برجام حل می‌شود و حالا وعده دور دوم ریاست‌جمهوری آقای روحانی را می‌دهند!
گفت: مادام که برخی از اصحاب فتنه و تعدادی از مدیران نجومی در دستگاه‌های دولتی مشغول به کارند، بعید است بگذارند مشکلات مردم حل شود!
گفتم:  پس چرا، این وعده‌ها را می‌دهند؟
گفت: چه عرض کنم؟ شاید می‌خواهند با این وعده‌ها مردم را لااقل برای مدتی خوشحال کنند؟
گفتم: مرفهان بی‌درد که غمی ندارند اما، خوشحالی مستضعفان باید واقعی باشد... می‌گویند شخصی می‌خندید و  غش و ریسه می‌رفت، گفتند؛ معلوم است که خیلی خوش میگذره؟ جواب داد؛ نه بابا!  پشه کف‌ پایم را نیش زده، 3ثانیه می‌خارانم و نیم ساعت از قلقلک می‌خندم!

«پیش نویس قرارداد‌های جدید نفتی (موسوم به IPC ) به تصویب  دولت رسید» خبری که  انتشار آن از روز چهارشنبه،تردید پرابهام و نگرانی‌های زیادی را بین دلسوزان منافع ایران و انقلاب بر انگیخت. چرا!؟ چون به نظر می‌رسد دولتمردان،این بار هم مثل برجام می کوشند همه چیز را در «تاریکی مطلق»پیش ببرند و تنها ،هنگامی پرده از کارشان براندازند که همه چیز تمام شده و مردم،بعنوان تماشاچیان تشریفاتی،به تماشای امضا دوطرف دعوت شوند! این تجربه تلخ دولت یازدهم،اکنون در حال امضا در حوزه مهم نفت است!در حالیکه طرف های خارجی دیر یا زود به متن کامل قرارداد دست خواهند یافت،عدم انتشار آن برای مردم و نخبگان،هیچ توجیه منطقی نداشته و بدون تردید به دامن زدن به جو بی اعتمادی و نگرانی نسبت به اقدامات دولت منجر خواهد شد.

بعد از امضا ایرادات را بگویید!
در گرماگرم مذاکرات هسته ای و آن روزهایی که هرکس به هر نحو ممکن،نظرات کارشناسی و دقیق خود مبنی بر یادآوری خطرات برجام را گوشزد می کرد،آقای ظریف وزیر خارجه کشورمان سخن عجیبی گفت که بسیاری از کارشناسان را ناامید کرد و به آنها فهماند که همه چیز پشت درهای بسته تنظیم شده است و اعتراضات تاثیری ندارد!ظریف اعلام کرد برای اعتراض کردن عجله نکنید!حالا که چیزی تنظیم و نهایی نشده!منتقدان اندکی صبر کنند،پس از انعقاد قرارداد،اگر نکته‌ای بود بیان کنند! این سطح از برخورد و توجه به منتقدان بود که نتایج آن را هم‌اکنون می‌بینیم و به فرموده رهبر انقلاب،با گذشت شش ماه از اجرای برجام،هیچ دستاورد ملموسی برای مردم حاصل نشده است! 
تکرار حرکت در تاریکی،اینبار در نفت!

گفت: دیروز در همایش سالگرد تاسیس شرکت گاز گفته شد که برجام برای ما عزت آورده است!

گفتم: ولی دولتمردان محترم برجام را «آفتاب تابان»، «فتح‌الفتوح»، گشایش اقتصادی، ایجاد اشتغال، سرمایه‌گذاری خارجی در ایران، خروج از رکود، لغو تحریم‌ها و... معرفی می‌کردند، حالا که هیچکدام از آنها تحقق نیافته، می‌گویند برجام عزت آورده است.
گفت: مصادره 2 میلیارد دلار دارایی ایران، باقی ماندن تحریم‌ها، وضع تحریم‌های جدید، خودداری غرب از دادن ویزا به نماینده معرفی شده رئیس‌جمهور برای سازمان ملل، درشت‌گویی‌های پی در پی مقامات آمریکایی علیه ایران، کاهش شدید قیمت نفت، اهانت‌های دولت‌ فکسنی آل‌سعود که بدون اجازه آمریکا آب نمی‌خورد علیه کشورمان، برچیدن بخش اعظم سانتریفیوژها، بتن‌ریزی در نیروگاه اراک و... عزت است؟! کدام عزت؟!
گفتم: چه عرض کنم؟!  شاید منظورشان برادر عزیزمان آقای عزت‌الله ضرغامی است!  ولی وجود شریف ایشان قبل از برجام هم بوده است و انشاءالله تا صد و بیست سال دیگر هم سایه‌شان مستدام خواهد بود.

یکی از مشکلات اصلی برجام این است که این قرارداد ضمانت اجرایی ندارد و در آینده هم نخواهد داشت.

لنکرانی در واکنش به اظهارات وزیر بهداشت مبنی بر اینکه واقعاً موقعی که ما آمدیم مردم کف زمین زایمان می‌کردند و شرایط درمانی در برخی از بیمارستان‌ها بسیار بد بودگفت: نمی‌دانم چه بگویم فقط می‌توانم بگویم که از زحمات همکارانمان در دولت یازدهم تشکر می‌کنم.

لنکرانی در واکنش به اظهارات وزیر بهداشت مبنی بر اینکه واقعاً موقعی که ما آمدیم مردم کف زمین زایمان می‌کردند و شرایط درمانی در برخی از بیمارستان‌ها بسیار بد بودگفت: نمی‌دانم چه بگویم فقط می‌توانم بگویم که از زحمات همکارانمان در دولت یازدهم تشکر می‌کنم.

کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت و درمان دولت سابق در واکنش به اظهارات وزیر بهداشت مبنی بر اینکه واقعاً موقعی که ما آمدیم مردم کف زمین زایمان می‌کردند و شرایط بهداشتی و درمانی در برخی از بیمارستان‌ها بسیار بد بود اظهار داشت: نمی‌دانم چه بگویم فقط می‌توانم بگویم که از زحمات همکارانمان در دولت یازدهم تشکر می‌کنم، اینکه دولت یازدهم به مقوله سلامت توجه کرده ارزشمند است.

به گزارش خبرگزاری بسیج، وی ادامه داد: اما دستاوردهایی که امروز داریم مرهون بیش از ۳۷ سال زحمت در نظام سلامت هست ارتقاهایی که اکنون به آن افتخار می کنیم مربوط به شکل گیری شبکه بهداشت و درمان و تلاش تمام کسانی است که در این ۳۷ سال برای ارتقای سلامت کشورمان تلاش کرده اند.

باقری لنکرانی خاطر نشان کرد: به هرحال اگر امروز شاهدیم که مرگ و میر مادران باردار از رقم حدود ۵۰۰۰ نفر در قبل انقلاب اسلامی با جمعیت ۳۵ میلیون نفری به رقم کمتر از ۳۰۰ با جمعیت ۸۰ میلیون نفری رسید و در سال ۱۳۸۸ به هدفی که سازمان بهداشت جهانی برای سال ۱۳۹۵ برای همه کشورها پیش بینی کرده بود رسیدیم و اینکه توانستیم مرگ و میر مادران باردار را بیش از دو سوم نسبت به سال پایه۱۳۷۰ کاهش دهیم اتفاقی است که در پی چندین دهه و با تلاش تمام دست اندرکاران صورت گرفته است.

وی تصریح کرد: البته ما باید برای ارتقای سلامت کشورمان بیش از گذشته تلاش کنیم و هر کسی که مسئولیت می گیرد باید ضمن بهره مندی از دستاوردهای گذشته و حفط آن ها قدمی به جلو بردارد؛ امیدواریم مسیر رو به تعالی برای کشورمان روز به روز با سرعت بیشتری پیش رود.

باقری لنکرانی در پایان به خبرنگار بسیج گفت: همین مطالبی که گفتم از صد تا نقد برای وزارت بهداشت فعلی بدتر است. 

گفت: معاون پارلمانی جدید رئیس‌جمهور گفته است «فقط باید صدای دولت و رئیس‌جمهور در مجلس شنیده شود.»!

گفتم: پس وظیفه نظارتی مجلس چه می‌شود؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: با این حساب دیگر چه نیازی به مجلس وجود دارد؟ و مسئله تفکیک قوا چه خواهد شد؟!
گفت: باز هم چه عرض کنم؟! ایشان گفته است؛ سوالات بی جای نمایندگان آرامش دولت را برهم می‌زند و مانع کار آنها خواهد شد!
گفتم: سوالات نمایندگان مانع کار دولت می‌شود یا مانع بیکاری آنها؟!
گفت: باز هم چه عرض کنم؟!
گفتم: خانمی در سینما، یواشکی به همسرش گفت: ببین! این بغل‌دستی تو حسابی به خواب فرو رفته و همسرش با عصبانیت گفت؛ به جهنم! حالا چرا مرا بیدار کردی؟!

گفت: خانم «ترزا می» نخست‌وزیر جدید انگلیس در اولین نطق خود در پارلمان این کشور گفته است «من از فشار دادن دکمه سلاح هسته‌ای هیچ ترسی ندارم»!

گفتم: روز اول کارش بوده، قمپز درکرده و خواسته نمایندگان مخالف در داخل و دشمنان بیرونی انگلیس را بترساند!
گفت: ولی خودش اگر سوسک ببیند از ترس سکته می‌کند.
گفتم: پیر‌زن با اینکه یک پایش لب گور است، ادای آدم‌های درست و حسابی و قدرتمند را درآورده!
گفت: آخه کدام آدم احمقی، تهدیدهای او را جدی می‌گیرد و باور می‌کند!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو رفته بود باغ وحش، جلوی قفس میمون ادا در‌می‌آورد، میمونه بهش میگه؛ به جای اینکه ادا دربیاری و اطوار بریزی بگو چطوری فرار کردی که من هم فرار کنم!

گفت: فرض کن که تو یکی از واردکنندگان برنج هستی!

گفتم: من؟! واردات برنج؟!... من فوقش یک کیسه 10 کیلویی برنج برای مصرف چند ماه از مغازه بقالی سرکوچه به خانه‌ام وارد کنم!
گفت: فرض کردن که مالیات ندارد! فرض کن یکی از واردکنندگان عمده برنج هستی و تبلیغات برنج وارداتی تو همه شهر را پر کرده باشد.
گفتم: خب! فرض کردم، حالا منظورت چیست؟
گفت: حالا فرض کن که یک قلم از واردات تو 150 هزار تن یعنی 150میلیون کیلوگرم باشد. و مطابق قانون بایستی برای هر کیلو واردات برنج مبلغ 500 تومان به دولت عوارض بدهی.
گفتم: ای بابا! جون از حلقم بیرون اومد، حالا حرف حسابت را بگو!
گفت: حالا اگر به جای 500 تومان عوارض برای هر کیلو برنج، فقط مبلغ 50 تومان عوارض بدهی، یعنی روی هر کیلو برنج 450 تومان سر دولت کلاه گذاشته‌ای و جمع آن برای 150 میلیون کیلو می‌شود به عبارت 67میلیارد و پانصد میلیون تومان. یعنی دستگاه مربوطه متوجه این کلاهبرداری نجومی نشده یا اینکه...!!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو رفته بود آزمایشگاه، دکتر بهش گفت؛ چربی بدنت خیلی زیاده! یارو با تعجب گفت؛ ولی در آزمایش‌ها نشانی از چربی خون نیست! دکتر گفت؛ خونت نه! سیبیلت رو میگم!
تزریق «ناامیدی» در دوران «تدبیر و امید»، خود از نوبرانه‌های روزگار ماست. جالب آنکه پمپاژ گسترده ناامیدی در میان قشر جوان و تحصیلکرده، نه از جانب منتقدین دولت یا به قول اعتدالیون؛ مُشتی «کم‌سواد» و «بی‌شناسنامه» و «از جای معدود تغذیه شده»، بلکه از جانب خود مدعیان «تدبیر و امید» صورت می‌گیرد!
در دورانی که آماج حملات تبلیغاتی رسانه‌های بیگانه علیه جمهوری اسلامی، سعی بر آن دارند تا حس «هرز رفتگی» و «ترس از آینده» را در جوان ایرانی تحریک کنند، در داخل کشور نیز پیدا می‌شوند عده‌ای که به جای بیان حقایق و پاتک به رسانه‌های معاند، آتش بیار معرکه می‌شوند و آب به آسیاب دشمنان ملت می‌ریزند!
 اخیراً روزنامه معلوم‌الحال «شهروند»، وابسته به ارگان دولتی «جمعیت هلال احمر»، با دستاویز قرار دادن تنها یک جمله از کنفرانس خبری معاون دانشجویی سازمان امور دانشجویان، سناریویی تحت عنوان «لشگر شکست‌خورده دانشجویان» کلید زده و می‌نویسد: ««امید آخرین چیزی است که می‌میرد.» نقل است روزی از گابریل گارسیا مارکز می‌پرسند اگر بخواهی یک کتاب صد صفحه‌ای در مورد امید بنویسی، چه می‌نویسی؟  او هم می‌گوید

علی رستگار مدیرعامل معزول بانک ملت با دستور مراجع قضایی و توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده است.

 

بنابراین گزارش پس از مدتها کار شناسایی و اطلاعاتی یک شبکه فساد بانکی در کشور کشف شده که رستگار مدیرعامل معزول بانک ملت یکی از اعضای این باند است.

 

رستگار یکی از مدیرانی بود که در جریان افشای حقوق‌های نجومی مدیران دولتی و بانکی از سمت خود استعفا کرده بود!

 

همچنین معاون بین الملل رستگار توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شد.

ناگفته نماند که رستگار از نزدیکان و اقوام آقای روحانی و حسین فریدون است و به نظر میرسد در مدت کوتاهی با لابی و رانت حسین فریدون مدیر عامل بانک ملت شده بود.

روز اول که آقای روحانی رئیس‌جمهور شد به مجلس آمد، رفتم به او گفتم چون آخوند هستی من هم آخوند هستم، نکاتی را دلسوزانه می گویم. به آقای روحانی گفتم که احمدی‌نژاد یک ویژگی‌هایی داشت که شما ندارید، و چون بعد از او رئیس جمهور شده ای، اگر اینها را همچنان نداشته باشی، نداشتن آنها به روحانیت ضربه می‌زند. یکی از ویژگی ها مردم داری احمدی نژاد بود که روحانی این خصلت را ندارد. دیده‌اید بعضی‌ها خودکارباز هستند، بعضی‌ها ماشین باز، بعضی‌ها تمبرباز هستند یعنی عشق شان جمع کردن تمبر و خودکار است. به نظر من احمدی‌نژاد مردم باز بود. این رفتارها در برابر مردم، فیلمش نبود. اخلاقش این‌طور بود. یکی نامه داشت می‌ایستاد، دست مردم را می‌بوسید و...  این ویژگی را دارد. نسبت به مردم یک رابطه عاطفی دارد ولی آقای روحانی اینطور نیست. نگاهش به مردم از بالا به پایین است. ما به اینطور طلبه ها می گویم آخوند عصا قورت داده. آقای احمدی‌نژاد وقتی به مجلس می‌آمد حتی نماینده‌هایی که قبولش هم نداشتند دور و برش را می‌گرفتند ولی روحانی به مجلس می‌‌آید اصلاً این‌طور نیست.

به نظرم آقای هاشمی در این خصلت بهتر از روحانی است.

 یک بار در مجلس جلسه سه قوه بود، از تلویزیون هم پخش می‌شد. آقای شاهرودی علمایی حرف زد. اکثر توده نفهمیدند. آقای علی لاریجانی هم خیلی با اصطلاحات و فلسفی حرف زد که او هم که نگاه بالا به پایین دارد) خیلی‌ها نفهمیدند. آقای احمدی‌نژاد آمد مثل مردم کف خیابان حرف زد همه فهمیدند. دکتر فهمید، مهندس فهمید، کشاورز و کارگر هم فهمید.

ویژگی دوم این بود که احمدی‌نژاد شخصاً ساده زیست بود آقای روحانی این‌طور نیست. چه دفتر کارش، چه زندگی شخصی‌‌اش و چه ماشینش و...  اینها همه از همین ویژگی نشأت می‌گیرد. اتفاقا همین روحیه اشرافی گری باعث شد تا فرهنگ حقوقها در این دولت تغییر کند. ایشان همان اول دولت حقوق 5 میلیونی وزرا را چندین برابر کرد و همین موج رفت در همه جا.

ویژگی سوم احمدی‌نژاد هم این بود که خودش و دولتش پرکار بود. یک عده نقد دارند می‌گویند این پرکاری فایده داشت یا نه؟ ولی پرکار بود و واقعاً مردم می‌دیدند که از کله سحر کار می‌کرد و یک جاهایی هم می‌برید. ولی آقای روحانی کاملاً برعکس است. این‌طور نیست که پیگیری و پرکاری داشته باشد، حتی در ماه فقط یک جلسه دولت را می‌رود، بقیه‌‌اش را جهانگیری اداره می‌کند. وزرا اکثراً نالان هستند و می‌گویند ما اصلاً آقای روحانی را نمی‌بینیم و نمی‌توانیم رودررو صحبت کنیم.

..وزارت خارجه دولت روحانی در مذاکره با 5+1 خلاصه شده و از میان آنها هم فقط امید دولت به رابطه با آمریکاست. شما غیر از این تحرک دیگری می‌بینید؟ خود وزرا می‌گویند ما به رئیس‌جمهور دسترسی نداریم. همه تخم مرغ‌های دولت در سبد برجام است.

 ..الان 6ماه هم از تصویب نهایی برجام گذشته. در این فاصله هم هیچ اتفاقی نمی‌افتد. خیلی‌ها می‌گویند آمریکا در این فاصله یک ساله تا انتخابات 96 امتیاز می‌دهد برای اینکه روحانی دوباره رأی بیاورد، من می‌گویم این‌طور نیست. من وقتی خودم را جای آمریکایی‌ها می گذارم به این نتیجه می رسم که نباید به دولت روحانی امتیاز بدهم. چون می‌بینم این دولت یک دولت فشارپذیر است.. تحلیل‌های آنها از ما واقعی‌تر است. برآورد آنها این است که دولت آقای روحانی ادامه پیدا نمی‌کند.

 آنها اتاق‌های فکر و تحلیل دارند بعد هم آنها واقعیت‌ها را می‌بینند. ما هم که کر و کور نیستیم. آدم‌هایی که من می‌شناسم، فامیل، دوستان و رفقایم و...  موج این است. مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد، اینکه رقیب چه کسی باشد، اینکه در جریان اصولگرایی چه اتفاقی بیفتد. اینکه آقای هاشمی یک علی اکبر ولایتی سبز کند به عنوان رأی شکن و... اما من الان می‌گویم که اگر هفته بعد انتخابات باشد، روحانی رأی نمی‌آورد.

گفت: قبلا اعلام شده بود که تعداد مدیران متخلف چند صد نفر بیشتر نیست!

گفتم: چند صد نفر؟!... یک نفر هم زیاد است.
گفت: البته به تازگی اعلام شده که تعداد آنها انگشت‌شمار است!
گفتم: کدامیک از مخلوقات چند صد تا انگشت دارد؟!
 گفت: تا آنجا که عقل من می‌رسد فقط هزارپا...
گفتم: پس خیالت راحت باشد که برخورد با آنها به هیچوجه امکان‌پذیر نیست!
گفت: چرا؟!
گفتم: برای اینکه از همدیگر حمایت می‌کنند.
گفت: خب! از یکدیگر حمایت کنند! این چه مانعی می‌تواند برای برخورد با آنها باشد؟
گفتم: مرد حسابی! هزارپاها وقتی همدیگر را بغل کنند، تبدیل به زیپ می‌شوند و باز کردن آنها کار حضرت فیل است!

گفت: قرار بود بعد از اجرای برجام، همه تحریم‌ها لغو شود، دارایی‌های مسدود شده ایران بازگردانده شود، روابط تجاری با سایر کشورهابرقرار شود، رونق اقتصادی پدید آید، رکود برطرف شود و... پس چی شد؟!

گفتم: تحریم‌ها که لغو نشده هیچ، طی یکسال گذشته چندین تحریم دیگر هم اضافه شده و همین دیروز، در سالروز تصویب برجام، مجلس نمایندگان آمریکا، 3 مصوبه ضد ایرانی دیگر هم تصویب کرده است.
گفت: روزنامه‌های زنجیره‌ای که در روز اجرایی شدن برجام با تیترهای درشت در صفحه اول از «صبح بدون تحریم»! «پیروزی بدون جنگ»! «دنیا به احترام ایران ایستاد»! و... خبر داده بودند، چرا این روزها لام تا کام درباره آن وعده‌ها چیزی نمی‌نویسند؟!
گفتم: یادشان رفته که برای برجام چه کف و سوتی راه انداخته بودند! 
گفت: یعنی حالا مذاکره‌کنندگان از خوشبینی‌های بی‌مورد خود درس گرفته‌اند؟!
گفتم: چه عرض کنم؟ یارو می‌گفت هیچوقت به مشکلات لبخند نزنید، چون فکر می‌کنند از آنها خوشتان آمده و می‌روند همه فک و فامیل خود را هم می‌آورند!
حدود دو ماه از ماجرای تلخ موسوم به فیش‌های نجومی می‌گذرد. ماجرای تلخی که عمق نابسامانی و بی‌حسابی در دولت یازدهم را  و نیز غنیمت دیدن بیت‌المال توسط برخی دولتمردان دولت تدبیر و امید را نشان می‌دهد.انتظار عمومی از دستگاه‌های مسئول و ذیربط در این فاصله با توجه به حجم  اخبار و اسناد منتشر شده، برخورد جدی، انقلابی و قاطع بود
این انتظار وقتی شدت گرفت که رهبر معظم انقلاب با الفاظی مثل حرامخواری و خیانت‌، ماجرا را توصیف کردند و رسما مرتکبین چنین اعمال نامشروعی را در زمره خائنان به آرمان‌های انقلاب بر‌شمردند و تذکر مهمی دادند: « مسئولان باید موضوع حقوق‌های نامشروع را به طور جدی پیگیری کنند و اینگونه نباشد که سر و صدایی به پا و بعد هم قضیه به فراموشی سپرده شود.» و بعد هم تصریح کردند که منظورشان از پیگیری چیست و چه انتظاری از مسئولان دارند: «‌در این موضوع، باید دریافت‌های نامشروع باز‌گردانده شود و افرادی که مرتکب بی‌قانونی شده‌اند، مجازات و افرادی هم که از قانون سوءاستفاده کرده‌اند، برکنار شوند، زیرا آنان لیاقت حضور در مراکز و مسئولیت‌ها را ندارند.» رهبر انقلاب برای تاکید بر اهمیت موضوع، بار دیگر خواست و مطالبه خود را مطرح و خطر کوتاهی در این مسیر را هم به صراحت بیان فرمودند: «‌مسئله عزل و برکناری و بازگرداندن اموال به بیت‌المال باید در دستور کار مسئولان باشد، زیرا افکار عمومی نسبت به این موضوع حساس است و اگر پیگیری لازم نشود، از اعتماد مردم به نظام اسلامی کاسته خواهد شد.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، کاهش اعتماد مردم به نظام را فاجعه خواندند و تأکید کردند: «مسئولان باید با پیگیری و اقدامات قاطعانه، اعتماد مردم را حفظ کنند.»
این همه تاکید اکید و تکرار مکرر در یک سخنرانی کوتاه، راه را بر هر نوع مصلحت‌اندیشی و عافیت‌طلبی، بر هر نوع توجیه و تفسیر و تاویل و خلاصه بر هر نوع کوتاهی و غفلت  می‌بندد و رک و صریح تکلیف مسئولان- در همه قوا - را روشن می‌کند. تکلیفی که هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی برای تک تک مسئولان کشور در هر قوه‌ای‌، لازم‌الاجرا و اجتناب‌ناپذیر است.